|
تامین اجتماعیSOCIAL SECURITY
|
||
|
شرحی بر احوال نظام تامین اجتماعی در ایران و جهان |
این مدیریت هیئتی یک سبک مهم مدیریتی در ایرانه که زوایایی پنهان بسیاری در محافل آکادمیک داره عجیب بنظر می رسه که ژاپنی ها و کره ای ها می تونند سبک های مدیریتی خاص خودشون رو به دنیا معرفی کنند اما ایرانی ها در عرضه داشته هاشون این قدر ناتوان هستند هزار و یک مثال در این خصوص وجود داره: دوستی اصفهانی می گفت مگه این بریانی چی از مک دونالد کم داره که جهانی نشده؟! یا آقا این تعزیه چی از تاترهای کلاسیک کم داره ؟ یا ورزش باستانی ما چی از کونگ فو و کاراته و غیره کم داره که جزو ورزش های المپیکی نمی شه؟! و بالاخره مهم تر از همه سبک مدیریت هیئتی موضوع این نوشتار چرا جهانی نمی شه و مورد استفاده قرار نمی گیره؟ آقا سبک مدیریتی غالب و حاکم بر کشور مدیریت هیئاتیه که با توجه به ساختار و فرهنگ مردم طی سالیان متمادی شکل گرفته اما نه تدریس می شه و نه زوایه مختلف آن شکافته می شه. ای مدیریت خوان ها و دان ها کجایید بیاید این مساله رو بشکافید آقا بجای این کارگاه های تفکر کاربردی و خلاقیقت فلان و صد البته مدیریت استراتژیک و غلطان و جامع و مدیریت دانش و زمان و غیره که کلی خاطر خواه هم داره و دنبال بومی کردنش هستید بیاید این مفهوم مدیریت هیئتی رو بررسی کنید. من که از مدیریت خیلی نمی دونم فقط با یکسری مشکلات مواجه می شم که فکر کنم از ندونستن مفاهیم مدیریت هیئتیه. می دونید وقتی چند واحد در مورد مفاهیم مدیریت توی دانشگاه خوندم و بعدا توی کار 99 درصد آموزش های ضمن خدمت مفاهیم مرتبط با مدیریت بود باعث شد رفتارها و اتفاقات رو با خونده هام تطبیق بدم می دیدیم هیچ جور با واقعیات جامعه ما نمی خونه چرا؟ چون اصول مدیریت هیئتی رو بلد نبودم. اولین نکته و برجسته ترین شاخصه این سبک مدیریتی نبود یک راهبر مشخص و معین است. چون ما امر شدیم به شورا در نتیجه باید با همکاری هم و پس از توکل، با اعتماد به نفس بالا حرکت کنیم و چون همه با هم برادر و برابریم در نتیجه کسی نمی تونه به دیگری امر و نهی کنه مگر اینکه از لحاظ سنی بزرگتر و یا به عبارتی ریش سفیدتر باشه! دومین نکته اینه که عملا همه کارها و امور در این سبک به یک جایی توی آسمون ها وصله به عبارتی یک تفکر قضا و قدری بر این شیوه مدیریت حاکمه پس نتیجه کارها و اعمال بر عهده کنندگان کار نیست. خوب پس نه لیدری وجود داره و نه برنامه و تقسیم کار و مسئولیت پذیری و نه پاسخگویی و غیره. فقط یک چیز مهم وجود داره و اون انجام وظیفه است اما کدوم وظیفه؟ توی این سبک خدا نکنه یک فرد مخلصی (بدون مغذی) چندتا کار انجام بده، مطمئنا باید بقیه کارها رو هم خودش انجام بده چون معمولا تعداد ریش سفیدها زیاده. یکی از مشخصات و تمایزات اصلی این سبک مدیریتی سر و صدای زیاد همراه با خودنمایی افراد هنگام انجام کار است. مدیریت منابع مالی، مدیریت منابع انسانی، تشکر از زحمات بی شائبه افراد، اصل رقابت، بهره وری و هزار مساله دیگه خودشون کلی داستان دارند. بنظر می رسه که بررسی و کلاسه کردن این سبک مدیریتی و پس از آن صدور این شیوه به اقصی نقاط عالم یک مهم اولویت دار در عرضه محصولات بومی است.
|
|