|
تامین اجتماعیSOCIAL SECURITY
|
||
|
شرحی بر احوال نظام تامین اجتماعی در ایران و جهان |
چين كشوری است كه با تمركز بر آزادسازي توليد ثروت، چشم های جهانیان را به خود معطوف داشته است. اين كشور با مركزيت حزبي اداره ميشود، ولي اين مركزیت، حوزه اقتصادي را با دقت و ملاحظات فراوان از سياست تفكيك ميكند. دنگشيائوپينگ گفته بود كه: هدف ما رشد اقتصادي مردم چين است. زماني فكر ميكرديم كه با سوسياليسم به رشد اقتصادي خواهيم رسيد، اما اكنون با مطالعه روندهاي جهاني ميخواهيم از طريق سرمايهداري و جهانيشدن اين كار را انجام دهيم. بنابراين، رهبران چين به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد روش را تغيير داد. سنت اقتدارگرايي و آمادگي مردم چين در برابر اقتدارگرايي بوروكراتيك و سامانيافته، شرايط را براي حكومت چين تسهيل كرده است. پيشبيني ميشود در سال 2020 توليد ناخالص داخلي چین همسطح توليد ناخالص داخلي آمريكا شود. در طي 15 سال گذشته، 120 ميليون چيني براي كار در بخش خصوصي از غرب به شرق چين مهاجرت كردهاند و چين براي 5 سال گذشته بالاترين دريافت كننده سرمايهگذاري مستقيم خارجي (FDI) بوده است. به موازات اين تحولات عظيم اقتصادي در چين، اين كشور با چالشهاي عظيم سياسي و اجتماعياي روبروست كه شايد حل و فصل آنها چندين دهه به طول انجامد افزایش ثروت خصوصي موجب گسترش فضاي باز سياسي خواهد شد؟ كنترل و تمرکز سیاسی تا چه حد شكننده و آسيبپذير است؟ ورود به صحنه اقتصاد جهاني تا چه حد زمينههاي در معرض قرارگرفتن آزادی فكري و اجتماعي و سياسي شهروندان چين را فراهم خواهد كرد؟ هر روز كه ميگذرد، نزديك به 300 تا 500 تظاهرات، تحصن و اعتراض كارگري يا اجتماعي و سياسي در چين صورت ميگيرد. دولت چين سعي ميكند با مديريت اين وضع و مديريت پيچيده سياست خارجي، رشد اقتصادي و قويترشدن جامعهــ ابتدا از لحاظ اقتصادي و سپس از لحاظ فكري و سياسيــ كشور را به سمت ثبات سوق دهد. چين در شرایط حاضر در جهت تفكيك هر چه بیشتر قدرت سياسي از قدرت اقتصادي گام بر می دارد. نهادسازي رقابتي، تفكيك قوا، مديريت بحرانهاي اجتماعي و سياست خارجي سازگار با جهانيشدن ، چين را به چالشيترين كشور جهان بدل كرده است.
در مطالعهاي که توسط جان نيسبت (Naisbitt) در سال 1996 انجام شده نشان داده شده است که يكي از علل كليدي جهش چين در اقتصاد جهاني طي چند دهه اخير و موفقيتهاي خارقالعادهاي كه اين كشور بدان دست یافته است وجود شبكة چيني تباراني است كه در همه جاي دنيا پراكنده هستند و بخش اعظم مبادلاتي كه اقتصاد چين با اقتصاد جهاني انجام ميدهد از طريق اين شبكه صورت ميگيرد. در این مطالعة نشان داده شده است كه ارزش داراييهاي مالي اين شبكة چيني تباران در اقتصاد جهاني برابر 2 تا 3 هزار ميليارد دلار است و همينطور مثلاً در مالزي در حاليكه تقريباً حدود 30 درصد جمعيت را چینی تباران تشكيل ميدهند 61 درصد اقتصاد این کشور را در كنترل خود دارند و نسبتهاي مشابه در كشورهاي ديگر هم عموماً بدین شکل است. وزن جمعيتي چيني تباران در اندونزي 5/3 درصد است اما كنترل 73 درصد اقتصاد اين كشور را در دست دارند. نسبتهاي مشابه براي تايلند 10 درصد و 81 درصد اقتصاد و فيليپين 2 درصد از جمعيت است كه كنترل 50 تا 60 درصد اقتصاد آن كشور در دست چینی تباران است. چين تنها كشوري است كه احتمال پشت سر گذاشتن آمريكا در زمينة توليد ناخالص ملي از او انتظار ميرود. براي اينكه فقط ايدهاي داشته باشيد كه اين شبكهها چقدر تعيينكننده هستند كافي است توجه كنيد كه چين هنوز به صورت كامل به عضويت WTO در نيامده بود اما در عين حال در يك دورة كمتر از 20 سال ميزان صادرات خود را 400 برابر افزايش داده بود.
در سال 1264 قمري، نخستين برنامهي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانان ايراني را آبلهكوبي ميكردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نميخواهند واكسن بزنند. بهويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان ميشود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باختهاند، امير بيدرنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله ميكوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهكوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان ميشدند يا از شهر بيرون ميرفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همهي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سيصد و سي نفر آبله كوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچههايتان آبلهكوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده ميشود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست دادهاي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنميگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور ميكردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هايهاي ميگريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچهي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشكهايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيدهاند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويسها بساطشان را جمع ميكنند. تمام ايرانيها اولاد حقيقي من هستند و من از اين ميگريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند
|
|