تبليغاتX
تامین اجتماعیSOCIAL SECURITY
 
تامین اجتماعیSOCIAL SECURITY
 
 
شرحی بر احوال نظام تامین اجتماعی در ایران و جهان
 

دوره اول ( از 1309 تا 1327): در اين دوره نسل اول بيمه هاي اجتماعي به صورت صندوق احتياط شكل گرفت. كارفرمايان در قبال بيمه كارگران خود تعهد و تكليف مشخصي نداشتند. تعهدات بيمه تنها به حوادث و بيماري هاي ناشي از كار محدود بود و مزاياي صندوق بيمه عمدتاً پرداخت هاي مقطوع بود كه در انتهاي دوره به مستمري تبديل شد.

    دوره دوم ( از 1328 تا 1350): در آغاز اين دوره بيمه هاي اجتماعي به شكل امروزين آن به وجود آمد و با تصويب قانون هاي مختلف قوام و دوام يافت. سازمان ها و نهادهاي مختلفي براي انجام امور بيمه اي، حمايتي و خدماتي در كشور ايجاد شدند و هر قشر از جمعيت كشور به شيوه جداگانه اي مشمول اين خدمات قرار گرفت. بااين وجود، پوشش جمعيتي كشور در عمل كامل نشده بود و همپوشاني هايي هم وجود داشت.

    دوره سوم ( از 1351 تا 1355): در اين دوره كوتاه، با توجه به مشكلات ناشي از تعدد و تفرق سازماني در حوزه تامين اجتماعي كشور و نيز افزايش چشمگير درآمدهاي دولت، گرايش به انسجام و انتظام سازماني در امور بيمه اي، رفاهي و خدماتي به وجود آمد و ثمره آن تشكيل سازمان تامين خدمات درماني، وزارت رفاه اجتماعي، سازمان تامين اجتماعي و در نهايت وزارت بهداري و بهزيستي بود.
    دوره چهارم (از 1358 تا 1372)
: با پيروزي انقلاب اسلامي، گرايش به محروميت زدايي و توسعه خدمات حمايتي دولت شدت گرفت. سازمان ها و نهادهاي مختلفي با ماهيت حمايتي و خيريه تشكيل شدند كه اگرچه هركدام مسئوليت خدمت رساني به بخشي از جمعيت كشور را به عهده داشت اما وجود همپوشاني ها و خلاء ها، ناكارامدي سازماني و توزيع نامناسب يارانه ها در اين دوره غيرقابل انكار بود.

    دوره پنجم (از 1373 تا 1377): در اين دوره تفكيك امور بيمه اي از خدمات حمايتي مورد تاكيد قرار گرفت. اصلاح قوانين و مقررات بيمه اجتماعي و هدفمندسازي خدمات حمايتي از جهت گيري هاي مهم اين دوره است كه با هدف محوريت نظام بيمه اي و محدودسازي خدمات غيربيمه اي انجام گرفت. اين اقدامات كه چندان هم اثربخش نبود، اهميت يكپارچگي و همسويي در نظام تامين اجتماعي كشور را روشن ساخت.

    دوره ششم (1377 تا كنون): در آغاز اين دوره، بار ديگر ضرورت همسويي، هماهنگي و جامعيت در حوزه تامين اجتماعي كشور مورد توجه قرار گرفت و عبارت نظام جامع تامين اجتماعي در ادبيات برنامه ريزي كشور به كار رفت. به طوري كه يك بند از سياست هاي كلي برنامه سوم  به ايجاد نظام جامع تامين اجتماعي براي حمايت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه با فقر و حمايت از نهادهاي عمومي و مؤسسات خيريه مردمي با رعايت ملاحظات ديني و انقلابي اختصاص يافت. اين امر، زمينه هاي تدوين نظام جامع تامين اجتماعي را بيش از پيش فراهم ساخت.

    به اين ترتيب، با تصويب قانون نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي كشور در سال 1383، با هدف رفع همپوشاني ها و خلاءها در پوشش جمعيتي و افزايش كارامدي در توزيع منابع دولتي، فصل جديدي در تاريخ تامين اجتماعي كشور گشوده شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

در اول ماه مه سال 1886 میلادی، پلیس شیكاگو با حمله به تظاهرات گسترده كارگران كه برای هشت ساعت كار در روز و حق تشكیل اتحادیه‌های كارگری برپا شده بود، آنان را به خاك و خون كشید. چند روز بعد از این واقعه دادگاه چند تن از رهبران كارگران را محاكمه و به مرگ محكوم كرد. یكی از رهبران كارگران اعتصابی، پس از اعلام رای در برابر دادگاه چنین گفت: «كارگران اینك دریافته اند كه می‌توانند با اتحاد و همبستگی و مبارزه جمعی بر مشكلات خود فائق آیند. آنان بر قدرت عظیمی كه در اتحادشان نهفته است آگاهند، به همین دلیل كارفرمایان با تمام توان می‌كوشند تا اتحاد كارگران را بشكنند؛ ما كارگران گردهم آمدیم تا اندكی از حقوق خود را باز پس گیریم؛ اما از دادگاه و زندان سر در آوردیم. این است معنای برابری و عدالت در جامعه ما؟ امروز اگر صدای حق طلبانه ما را با گلوله خفه می كنید، مطمئن باشید كه این صداها از این پس خاموش شدنی نیست، بلكه هر روزی طنین آن رساتر خواهد شد.» رهبران كارگران شیكاگو جان باختند؛ اما حقانیت مبارزه و گفته‌هایشان، سال 1889 میلادی در كنگره بین المللی كارگران در پاریس، با نامیدن روز اول ماه مه (یازدهم اردیبهشت) به عنوان روز جهانی كارگر اثبات شد. از آن تاریخ، در بسیاری از كشورهای دنیا، كارگران با برپایی تظاهرات گسترده این روز را گرامی می‌دارند و در تجمعات خود علیه سرمایه داران و آلترناتیوهای طبقاتی خود سخن می گویند. اما جالب است كه دولت ایالات متحده آمریکا، كه همواره ادعای آزادترین و دموکرات ترین کشور جهان را دارد، از معدود كشورهایی است كه این روز را به عنوان روز كارگر نپذیرفته است. کنگره موسس انترناسیونال دوم، قطعنامه ای صادر کرد که در آن تمام کارگران جهان را به اعتصاب و تظاهرات در اول ماه مه 1880، فراخواند. در این روز، کارگران اروپا، آمریکا و نیز چند کشور آمریکای لاتین به این فراخوان پاسخ مثبت دادند. در این روز فقط در هایدپارک لندن نیم میلیون کارگر تجمع کرده بودند که فردریش انگلس، یار دایمی مارکس نیز در آن حضور داشت. از آن تاریخ اول ماه مه، به عنوان روز جهانی کارگر گرامی داشته می شود.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

همانطور که در نمودار ذیل مشاهده مي شود، در اقتصاد ايران رابطه معکوس بين نرخ تورم و
چرخه هاي تجاري در سطح معني داري وجود دارد. اين نتيجه، شبيه محاسبه اي است که در بعضي از کشورهاي در حال توسعه مانند مکزيک، ترکيه و کاستاريکا نيز مشاهده شده است.

رکود تورمي در اقتصاد ايران

 

رکود تورمي حالتي از کندروي اقتصادي است که پاره اي از آثار تورم اقتصاد را مانند افزايش قيمت کالاها و خدمات به همراه دارد، درحالي که اشتغال نيروي کار کاهش و بيکاري افزايش مي يابد، دستمزدها به علت مقررات قانوني، بيمه هاي اجتماعي و فشار اتحاديه هاي کارگري در سطح بالا باقي مي ماند. درحالي که سرمايه گذاري در رشته هاي جديد با توقف يا رکود شديد مواجه مي شود، نرخ بهره و هزينه پول همچنان بالا است، زيرا در جوار بازار مولد، بازار سفته بازي روي پول و کالا بوجود مي آيد و قوت مي گيرد و همين امر مانع مي شود که نرخ بهره تنزل يابد. درحالي که مردم نيازمند کالاهاي مصرفي هستند و کالا هم در بازار وجود دارد، معاملات در سطح دلخواه استوار نيست. زيرا گراني مانع از آن است که مردم بتوانند کالاهاي مورد نياز خود را تهيه کنند. انبارها از کالاها انباشته مي شود و به تدريج ضايع مي گردد، اما بازار داخلي از جذب آنها عاجز است. بازار هاي خارجي نيز به علت گراني محصول و تنزل کيفيت آن، راغب به خريد نيستند. نمودار فوق بيانگر اين مطلب است که زماني که  اقتصاد ايران وارد مرحله رکود مي شود، نرخ تورم نيز افزايش يافته است و با توجه به رابطه هم جهت و پيش رو در درآمدهاي حاصل از صادرات نفت به نظر مي رسد که تورم در ايران بيشتر ناشي از انتقال منحني عرضه کل و يا به عبارتي، ناشي از فشار هزينه باشد (البته در خصوص عوامل ايجاد تورم در ايران بايد به توزيع نامناسب درآمد و فشار حاصل از کمبود تقاضاي موثر و پويايي هاي حل نشده تورم که به ساختار اقتصادي و ترتيبات نهادي و قيمت گذاري کالاها و خدمات اشاره دارد نيز توجه نمود). اين نتيجه گيري از اين جهت مورد توجه است که سياستگذاران اقتصادي در زمان رکود اقتصادي سياست هاي صحيحي را اتخاذ کنند. زيرا سياست هاي انبساطي نادرست موجب تشديد تورم به خصوص در سالهاي رکود خواهد شد. همانند انگلستان چنين اتفاقي نيز در سال 1374 در ايران با ابعاد وسيع تري رخ داد. اتخاذ سياست انبساطي نادرست افزايش حجم پول در سالهاي 74-1372 موجب پيدايش نرخ تورم 49 درصدي شد که طي سالهاي مورد مطالعه بي سابقه است. يکي از فاکتورهاي موثر بر هزينه توليد و انتقال منحني عرضه که مطابق نتيجه حاصله از عوامل بروز تورم در ايران است، هزينه هاي حقوق و دستمزد و کسور مربوط به بيمه هاي اجتماعي مي باشد. در اقتصادي که با پديده رکود تورمي مواجه است دقت در تعيين سطح دستمزدها که پايه کسور بيمه هاي اجتماعي است از اهميت ويژه اي برخوردار است. گرچه تعيين ميزان سهم هزينه هاي کسور تامين اجتماعي در تابع هزينه بخش هاي مختلف نياز به مطالعه اي گسترده داشته که از حوصله اين نوشتار خارج مي باشد. بر اساس مطالعات انجام شده در ايران (چيني، حبيب (1379)، رکود تورمي و راههاي مقابله با آن، مجموعه مقالات نهمين کنفرانس سياستهاي پولي و ارزي. ) راههاي مقابله با پديده رکود تورمي در محدود کردن فعاليتهاي اقتصادي دولت، تزريق پول به صنايع و بکارگيري نيروهاي جديد عليرغم ايجاد تورم و  سرمايه گذاري بر صنايع کارطلب، جذب سرمايه هاي خارجي، توسعه صادرات غير نفتي، توجه به صنايع کوچک، اتمام طرح هاي نيمه تمام عمراني و اجراي مديريت کيفيت، ديده شده است.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/29ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

بحران اعتباری و رکود در اقتصاد آمریکا به واسطه  افزایش شمار افراد کم درآمدی که قادر به بازپرداخت وام مسکن خود نبودند آغاز شد. اگر آمریکا دچار رکود شود و به روند نزولی اقتصاد جهان منجر شود، همه تاثیر آن را حس خواهند کرد. امنیت شغلی کاهش خواهد یافت و بسیاری برای وام گرفتن با مشکل مواجه خواهند شد. ضمن اینکه این بحران تاثیر عمده ای بر صندوقهای بازنشستگی و میزان پولی خواهد داشت که در زمان بازنشستگی پرداخت می شود. همچنین کاهش قیمت سهام شرکتها، باعث کاهش سود آنها خواهد شد، و در نتیجه مالیات پرداختی شرکتها به دولت ها کاهش می یابد و بالطبع دولت ها هم مجبور به کاهش هزینه های خود می شوند و نیاز خود را از راه های دیگر تامین خواهند کرد که این مسئله، برای مردم عادی، معادل افزایش مالیاتهاست. به عبارتی با ادامه بحران اعتباری در بازار های مالی جهان صندوق های بازنشستگی مبتنی بر حق بیمه معین در مرحله اول و صندوق های بازنشستگی مبتنی بر مزایای معین در مرحله بعد با مشکل مواجه خواهند شد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

 

اقدامات غیر حمایت اجتماعی

اقدامات حمایت اجتماعی

کاهش مخاطره

·      سیاست های کلان اقتصادی

·      بهداشت عمومی، آموزش، کشاورزی و سیاست های زیست محیطی

·      تخصیص منابع (انسانی و مالی) برای ارائه خدمات اجتماعی پایه به فقرا

·      ارائه زیر ساخت های ضروری

·      بخش های مالی، قانونی و نظارت شده

·      نهادها و موسسات قضایی

·      روش های مناسب تغذیه و از شیرگرفتن

·      برنامه های پیشگیری از HIV

·     انباشت دارایی (زمین، چارپایان اهلی، مالی)

·   اقدامات در جهت کاهش مخاطره بیکاری یا اشتغال کم و دستمزدهای ناکافی

·   استانداردهای اطمینان از دسترسی به بهداشت پایه و ایمنی کار

·   سیاست های مناسب حمایت از معلولین در جهت اطمینان از تحت پوشش قرار گرفتن افراد معلول

·   اقدامات در جهت کاهش نیروی کار کودکان

·   اقدامات مقابله با تبعیض در اشتغال

·   برنامه های آموزشی برای حمایت از سرمایه های نیروی انسانی

·   مداخلات در سطح جامعه از طریق صندوق های اجتماعی مانند مراقبتهای بهداشتی پیشگیرانه و انباشت سرمایه اجتماعی از طریق تقویت ساختار عملکرد جامعه

·   تولید زیر ساختار از طریق کارهای عمومی

تعدیل مخاطره

·   تنوع بخشی پرتفولیو به اشکال رسمی تر

·   انتقال دارایی

·   توسعه مکانیزم های پس انداز برای افراد فقیر و آسیب پذیر

·   دسترسی به طرح های اعتبارات خرد

·   حمایت از حقوق مالکیت

·   ارائه خدمات قانونی که مانع از نیاز به سایر برنامه های حمایت اجتماعی می شود با اطمینان از ارائه یا بهبود قوانین کلیدی مانند قانون حقوق مالکیت، قانون ارث بدون تبعیض جنسیتی، قوانین خانواده جهت حمایت  از کودکان و زنان  پس از طلاق یا مرگ سرپرست خانواده

·    برنامه های بیمه ای برای بیکاری، سالخوردگی، ازکارافتادگی، بازماندگان و بیماری

·    نظام های بازنشستگی متناسب با ساختار جامعه

·    طرحهای مبتنی بر بازار و اجتماعات غیر رسمی ای که هدف کاهش مخاطره را دنبال می کنند

·    حمایت و گسترش از سطوح بالای سرمایه اجتماعی

·    انواع صندوق های اجتماعی مانند تنوع درآمد از طریق اعتبارات خرد و دسترسی به آموزش و تحصیل

·    کارهای عمومی طی فصل های کاهش تقاضای نیروی کار در جهت کاهش نوسانات فصلی درآمد

مقابله با مخاطره

·   فروش دارایی های مالی یا حقیقی

·   استقراض از همسایگان یا بانک ها

·   مهاجرت

·    پرداخت های انتقالی رسمی یا حمایت های اجتماعی

·    برنامه های امدادی در زمان حوادث و بلایا

·    یارانه های قیمتی (به عنوان مثال برای غذا)

·    کارهای عمومی به عنوان ابزاری برای انتقال درآمد پس از تکانه

·    خیریه یا پرداخت های غیررسمی درون جامعه

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/01/24ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

بالاخره آیین نامه نظام بانکداری الکترونیک تصویب شد و همه دستگاه های اجرایی که بابت خدمات یا اختیارات قانونی خود از مراجعان وجه دریافت می کنند مکلف شدند ظرف شش ماه پس از ابلاغ این آیین نامه از طریق امکانات شبکه بانکی کشور برای فراهم آوردن امکان پرداخت الکترونیکی حضوری و غیرحضوری بابت موارد یاد شده اقدام کنند. به عبارتی بیمه پردازان تامین اجتماعی نیز تا شش ماه دیگر می توانند از طریق بانک رفاه بانک همه که کلمه کارگران براش افت کلاس داره حق بیمه خود را با دستگاه های خودپرداز یا از طریق اینترنت پرداخت نمایند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! معمولا سازمان های تامین اجتماعی یکی از پر مخاطب ترین سازمان ها در دنیا هستند، در برخی از کشورها مخاطبان آنها شامل کل جمعیت کشور است. در نتیجه مهندسی و اصلاح فرآیند های ارائه خدمات به خصوص استفاده از خدمات الکترونیک از جمله مهمترین اصلاحات صورت گرفته توسط سازمان های بیمه گر اجتماعی است. روش های نوین دریافت حق بیمه، پرداخت مزایا، ثبت نام بیمه شدگان و ارائه کارنامه سوابق و غیره در دستور کار بسیاری از این سازمان ها قرار دارد. باجه های دریافت در شعب سازمان تامین اجتماعی خصوصا در روزهای آخر ماه که آخرین روز های موعد پرداخت حق بیمه است یکی از شلوغ ترین واحدها است. بیمه شده ای را در نظر بگیرد که برای پرداخت حق بیمه می باید ساعت ها در صف به انتظار بایستد یا شرکتی که هر ماه می باید کارپرداز خود را به سازمان تامین اجتماعی بفرستد (شاید چند روز). در سال های اخیر کارهای خوبی در زمینه کاهش صف این واحد و ارائه خدمات بهتر به بیمه پردازان از قبیل ارائه حق بیمه به صورت فایل یا دریافت لیست و حق بیمه توسط کارشناسان پرونده درآمد، نصب دستگاههای ارائه دهنده شماره و شعب سیار و غیره صورت گرفته است. اما همیشه ارائه خدمات الکترونیک و خصوصا حفاظت از سوابق بیمه شدگان به صورت الکترونیک از دغدغه های اصلی سازمان تامین اجتماعی بوده است. به همین دلیل هم از پیشتازان وارد کردن کامپوترهای غول پیکر آی بی ام در قبل از انقلاب بوده و از هفت سال قبل نیز طرح سامان سوابق بیمه شدگان با هدف حذف کاغذی پنجاه و دوسال پرونده های بیمه شدگان با اشکالات و مشکلات فروان شروع شد. هم اکنون شرکت خدمات ماشینی تامین به عنوان بازوی نرم افزاری و سخت افزاری سازمان تامین اجتماعی در حوزه رایانه ای جزو شرکت های برتر کشور در این حوزه است. یکی از مهمترین مشکلات سازمان تامین اجتماعی با گردش مالی بالا مشکل مدیریت نقدینگی است. تمرکز حساب ها در تهران و اختصاص مبالغ جهت پرداخت خدمات مختلف سازمان و منافع بانک رفاه در ایجاد وقفه و تاخیر در این خصوص همواره از دل مشغولی های سازمان بوده است. از طرفی بانک رفاه همواره یکی از دلایل ناکارآمدی و سوددهی پایین خود را ارائه خدمات بانکی به بیمه شدگان و علی الخصوص مستمری بگیران بیان کرده است؟؟؟؟؟؟؟؟  در نتیجه با اسقرار نظام پرداخت و دریافت الکترونیک در سازمان تامین اجتماعی مشکلات مختلف بیمه شدگان، سازمان و بانک عامل بر طرف خواهد شد و این مشکلات به شکلی دیگر خود را نمایان خواهند کرد. ایمنی شبکه، خطاهای مختلف و مهمتر از همه گسترش فرهنگ پرداخت الکترونیک و اعتماد سازی از آن جمله است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

مداخلات حمایت های اجتماعی که در ذیل آمده است، مواردی هستند که در بسیاری از کشورها اتخاذ شده اند. البته کشورها تمام این مداخلات را اجرا نکرده و نباید بکنند. زیرا به نظر می رسد برخی از آنها از لحاظ هزینه-فایده کارا نباشند. این عناوین تنها فهرستی از مداخلات است که به گروه تدوین سند کاهش فقر در شناخت جوانب و اجزاء مرتبط با پازل کمک می کند.

برنامه ها و سیاست های عمومی

·  غذا بجای کار یا کارهای عمومی کاربر، صندوق های اجتماعی، یارانه های قیمتی نهاده های کشاورزی، یارانه های انرژی، یارانه های قیمتی غذا، یارانه های مسکن، جیره غذایی، کالابرگ های غذا، برنامه تغذیه مدارس، کمک هزینه تحصیل، امداد خانواده، قوانین اشتغال، شامل قوانین استخدام و اخراج، قرارداد نیروی کار، حداقل دستمزد و مانند آن، حمایت های بیکاری، حمایت در یافتن شغل، بیمه بیکاری، برنامه های بازآموزی شغلی، حساب پس انداز گروهی، بیمه درمانی، حمایت های اجتماعی نقدی، بیمه سالخوردگی، بیمه ازکارافتادگی، بیمه بازماندگان، برنامه های بازنشستگی بدون پرداخت حق بیمه و چارچوب قانونی برای برنامه های بازنشستگی خصوصی.

سازوکارهای مدیریت مخاطرات مبتنی بر بازار

·  پس اندازها یا اعتبارات سازمان های غیر دولتی (NGO) ، بیمه محصولات، بیمه دارایی ها، طرح های بازنشستگی خصوصی، بیمه خصوصی درمان، معلولیت و عمر.

تورهای ایمنی غیررسمی

·  مبادله نیروی کار بین خانوارها (برای کشاورزی، ساختمان و مانند آن)، انتقال پول، غذا و وسایل زندگی بین خانوارها، فرزند خواندگی، نگهداری کودکان، استفاده از پس اندازها مانند: فروش دارایی، وسایل زندگی، تجهیزات کشاورزی و زیورآلات، مهاجرت، اجاره نیروی کار،انجمن ها یا اجتماعات پس اندازی و بیمه ای مانند پرداخت هزینه های کفن و دفن. 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

خانم های محجبه موتور سوار یک پدیده رایج در مالزی است. معمولا خانم ها مشاغلی از قبیل چمن زنی، پاکبانی و بنایی رو  در کنار آقایان انجام می دند. این مشاغلی که ذکر کردم با توجه به آب و هوای مناطق حاره ای، یک فعالیت بدنی سخت محسوب می شود. عمده این کارگران زن، اندونزیایی  و فیلیپینی  و البته محجبه هستند. کار ساختمانی در آب و هوای حاره ای با حجاب!!!!!!!! کمی تصور کنید. چند سال قبل یکی از خبرهای ویژه این بود که فلان خانم راننده تاکسی شده یا اینکه راننده اتوبوس توی خط قزوین و بندرعباس. گفته می شه که مهمترین چالش ایران در سال های آتی جنبش زنان و مسائل مربوط به آنان است. تقاضای روزافزون در ایفاد حقوق از دست رفته، افزایش تعداد خانم های دانشجو، تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، حضور در صحنه ها و نقش های مختلف اجتماعی، نماینده مجلس، تعریف رجال در خصوص ریاست جمهوری و نماینده مجلس خبرگان، دعوا بر سر تعداد وزرا و معاونان زن هیات دولت و ریس جمهور، مساله قصاص و ارث و حق طلاق و مساله انتخاب شدن یا انتخاب کردن در زمینه ازدواج  و غیره از نمونه های آن. تمامی ظلم های تاریخی بر زنان مورد تایید، اما چرا خانم های ایرانی وقتی گفته می شه مرخصی زایمان افزایش یافت (به شش ماه)، سن بازنشستگی خانم ها کمتر از آقایون، سربازی نداشته باشند و غیره سوگلی می شند و چیزی نمی گند این فیمینیست ها و مدافعان حقوق خانم ها اینجور مواقع کجا هستند. یعنی امتیاز گرفتن جزء حقوق از دست رفته است؟ این مسائل که بیشتر موجب انزوای اجتماعی خانم هاست. خانم های عربستانی سال ها در خصوص حق رانندگی دارند مبارزه می کنند، سوار ماشین می شند فیلم می گیرند و توی اینترنت پخش می کنند از این طریق قبح مساله کم کم در جامعه شکسته می شه. مثل راننده اتوبوس و تاکسی بودن خانم ها در ایران. اما شما تا حالا چند تا پاکبان زن، بنای زن یا موتور سوار زن در ایران دیدید؟!!!!!!!! این فعالیت ها منع قانونی دارند؟ خوب سختند و تا مردها هستند کی می ره سراغ اینکارها. جامعه نمی پذیره (مثل راننده اتوبوس)!!!! بابا وقتی دولت به واسطه برف تعطیل می کنه همه خوشحال می ریم بیرون برف بازی. شیراز باشیم میریم سپیدان، تهران باشیم می ریم آبعلی و دیزین و شمشک با همه خطرات اما چی؟ برفه آقا نمی تونیم بریم سرکار. فیتیله تعطیله. یا این تعطیلات عید و غیره یعنی همه به دنبال رانت هستیم حتی در خصوص حقوق مدنی و اجتماعی مثل حقوق خانم ها. با وجود این تفکر سوگلی بودن خانم های ایرانی به نطرم اینکه مهمترین چالش ایران در سال های آتی مسائل مربوط به زنان و جنبش آنان است. بعید بنطر می رسد.   

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

این مدیریت هیئتی یک سبک مهم مدیریتی در ایرانه که زوایایی پنهان بسیاری در محافل آکادمیک داره عجیب بنظر می رسه که ژاپنی ها و کره ای ها می تونند سبک های مدیریتی خاص خودشون رو به دنیا معرفی کنند اما ایرانی ها در عرضه داشته هاشون این قدر ناتوان هستند هزار و یک مثال در این خصوص وجود داره: دوستی اصفهانی می گفت مگه این بریانی چی از مک دونالد کم داره که جهانی نشده؟! یا آقا این تعزیه چی از تاترهای کلاسیک کم داره ؟ یا ورزش باستانی ما چی از کونگ فو و کاراته و غیره کم داره که جزو ورزش های المپیکی نمی شه؟! و بالاخره مهم تر از همه سبک مدیریت هیئتی موضوع این نوشتار چرا جهانی نمی شه و مورد استفاده قرار نمی گیره؟ آقا سبک مدیریتی غالب و حاکم بر کشور مدیریت هیئاتیه که با توجه به ساختار و فرهنگ مردم طی سالیان متمادی شکل گرفته اما نه تدریس می شه و نه زوایه مختلف آن شکافته می شه. ای مدیریت خوان ها و دان ها کجایید بیاید این مساله رو بشکافید آقا بجای این کارگاه های تفکر کاربردی و خلاقیقت فلان و صد البته مدیریت استراتژیک و غلطان و جامع و مدیریت دانش  و زمان و غیره که کلی خاطر خواه هم داره و دنبال بومی کردنش هستید بیاید این مفهوم مدیریت هیئتی رو بررسی کنید. من که از مدیریت خیلی نمی دونم فقط با یکسری مشکلات مواجه می شم که فکر کنم از ندونستن مفاهیم مدیریت هیئتیه. می دونید وقتی چند واحد در مورد مفاهیم مدیریت توی دانشگاه خوندم و بعدا توی کار 99 درصد آموزش های ضمن خدمت مفاهیم مرتبط با مدیریت بود باعث شد رفتارها و اتفاقات رو با خونده هام تطبیق بدم می دیدیم هیچ جور با واقعیات جامعه ما نمی خونه چرا؟ چون اصول مدیریت هیئتی رو بلد نبودم. اولین نکته و برجسته ترین شاخصه این سبک مدیریتی نبود یک راهبر مشخص و معین است. چون ما امر شدیم به شورا در نتیجه باید با همکاری هم و پس از توکل، با اعتماد به نفس بالا حرکت کنیم و چون همه با هم برادر و برابریم در نتیجه کسی نمی تونه به دیگری امر و نهی کنه مگر اینکه از لحاظ سنی بزرگتر و یا به عبارتی ریش سفیدتر باشه! دومین نکته اینه که عملا همه کارها و امور در این سبک به یک جایی توی آسمون ها وصله به عبارتی یک تفکر قضا و قدری بر این شیوه مدیریت حاکمه پس نتیجه کارها و اعمال بر عهده کنندگان کار نیست. خوب پس نه لیدری وجود داره و نه برنامه و تقسیم کار و مسئولیت پذیری و نه پاسخگویی و غیره. فقط یک چیز مهم وجود داره و اون انجام وظیفه است اما کدوم وظیفه؟ توی این سبک خدا نکنه یک فرد مخلصی (بدون مغذی) چندتا کار انجام بده، مطمئنا باید بقیه کارها رو هم خودش انجام بده چون معمولا تعداد ریش سفیدها زیاده. یکی از مشخصات و تمایزات اصلی این سبک مدیریتی سر و صدای زیاد همراه با خودنمایی افراد هنگام انجام کار است. مدیریت منابع مالی، مدیریت منابع انسانی، تشکر از زحمات بی شائبه افراد، اصل رقابت، بهره وری و هزار مساله دیگه خودشون کلی داستان دارند. بنظر می رسه که بررسی و کلاسه کردن این سبک مدیریتی و پس از آن صدور این شیوه به اقصی نقاط عالم یک مهم اولویت دار در عرضه محصولات بومی است.  

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 

خدا را شکر که ایران در زمان تسط بیگانگان خصوصا استعمار پیر زبان رسمی خود را مثل هند و مالزی و غیره به انگلیسی تغییر نداد و زبان شیرین فارسی و خصوصا نوشتار علمی بر اساس کتابت فارسی را حفظ کرد که اگر چنین نبود حالا اقتصاد خوندهایی مثل من باید کلی زجر و مرارت متحمل می شدیم تا یک کتاب و مقاله ای به رشته تحریر در آوریم. کلی چاپخونه و ویراستار و مجله علمی داخلی و مترجم و غیره هم بیکار می شدند و خلاصه حفظ نوشتار فارسی کلی مبادلات بازاری و اشتغال ایجاد کرده و امثال بنده با ترجمه چند تا مقاله و کتاب با افتخار خودمون رو محقق معرفی می کنیم و کلی رزومه پر می کنیم هر سمی نهاری هم که پیش رو باشه در مدت سه سوت یک چکیده یک صفحه ای تهیه و ارسال می کنیم و در مدت شش سوت کل مقاله رو می نویسیم (می دیم برامون ترجمه کنند) بعد پشت تریبون بجای اون بنده خدایی که کلی در مورد این موضوع  فکر کرده و وقت گذاشته قیافه می گیریم و باد در غب غب می اندازیم. اگر این کار ترجمه نبود اقتصاد خونده ها چکار می کردند؟ باز هم خدا را صد هزار مرتبه باید شکر کرد در غیر اینصورت بالای 90 درصد ما بیکار بودیم. نهایت تالیف یک کتاب توسط یک اقتصاد خونده می شه گردآوری چندتا ترجمه – برداشت جدید از تالیف – مقاله های تالیفی هم همینطور، خیلی هنر توشون به خرج بره یک مدل با چندتا داده ساختگی و مدل ادیت شده بهش اضافه می کنند – چون مقاله شیک می شه- بعد محقق مولف اونو چاپ می کنه. فرض کنید زبان علمی کشور انگلیسی بود، چه فاجعه ای رخ می داد. استادها مجبور می شدند کتاب های روز دنیا رو تدریس کنند، دانشجوها هم علاوه بر اینکه متحمل زحمات زیاد جهت فراگیری زبان انگلیسی می شدند باید دست از جزوه های اساتید می کشیدند و کتاب اصلی رو می خوندند -احتمالا تمام و کمال - اگر این اتفاق رخ می داد دعوای شیرین گزینش صحیح لغت یا واژه جایگزین فلان و بهمان نیز وجود نداشت -که دلمشغولی خیلی از اقتصادخونده هاست-. باید دست این وزیر علوم رو بوسید که اینقدر بر نوشتار فارسی تاکید داره، باید به این دولت کلی آفرین گفت که به حرف اقتصاد خونده ها توجه نمی کنه باید اینکار رو بکنه مگه جامعه اقتصاد خونده های کشور چه کار خاصی انجام دادند؟ هر وقت ازشون سوالی مطرح می شه چهارتا نظریه و کار ترجمه ای رو می کنند. بعد توقع داریم بهمون نگند کار تحقیقی نظری نمی خوایم کار کاربردی بهمون تحویل بدید. چقدر خرده گرفتیم وقتی این حرف ها رو بهمون زدند. مدیر یک شرکت و یک سازمان یا مسول دولت با گزارش چند صد صفحه ای کیلویی که 90 درصد وزنش مروری بر ادبیات موضوع هست چکار می کنه؟ اقتصاد خونده نکته سنجی گفته روزی برای کارخانه ای که می خواستم راه بیندازم یک طرح توجیهی نوشتم با انواع تحلیل هایی که خوانده بودم وارد عمل که شدم همش رو دور ریختم چون اجرایی نبود. در این نوشتار نمی خوام به اشکالات وارد بر علم اقتصاد، روش تدریس، ضعف سیلابس های درسی و غیره بپردازم اما سوال اینجا است که ادبیات ترجمه ای به سود یا زیان حوزه علمی اقتصاد کشور است؟ این امر موجب کاهش تعداد تالیفات و کم کاری اقتصاددانان گردیده؟ آیا بایستی ترجمه کتب و مقالات تخصصی توسط متخصصین اقتصاد صورت پذیرد؟ و بالاخره اگه این امر مضراتش بیشتر از فواید آن بوده چطور می توان آنرا تصحیح کرد؟

 |+| نوشته شده در  جمعه 1386/11/19ساعت   توسط حسام نیکوپور HESSAM NIKOPOUR  | 
 
  بالا